X
تبلیغات
رایتل

پنجره آبی... همیشه ولی تنها

در گستره ‌ادبیات وموضوعات مهمی دیگر

درخت

دوشنبه 21 دی‌ماه سال 1388 11:01 ق.ظ نویسنده: هیبت الله نظرات: 2 نظر چاپ

من آن درخت عاشقم که ساحلی است جای من‌

صدای رودخانه‌یی نشسته در هوای من‌

ز ابرهای قبله هم تمتعی نمی‌برم‌

مرا بهار می‌کند حضور آشنای من‌

ز آب و خاک آتشی قد و قیام کرده‌ام‌

زمین عاشقانه‌یی گرفته است پای من‌

به برگ برگ من دلی ز انتظار می‌تپد

به شاخه شاخه می‌دود جنون ریشه‌های من‌

هزار بار دیگرم سر شکوفه‌کردن است‌

از این زمین‌، از این هوا، اگر رسد نوای من‌